جنگ روانی و بالاترین

•فوریه 4, 2009 • ۱ دیدگاه

امروز یکی از بدترین خبرهای ممکن را شنیدم. شاید بعد از خبرهای بدی که باعث عدم فعالیت من در بالاترین برای مدت طولانی شد این خبر بد ترین خبر بود. بالاترین موقتا خاموش شد. خاموشی موقتی بالاترین فرصتی برای سود جویان فراهم کرد تا با ایجاد جنگ روانی و ایجاد تنش در فضای مجازی فارسی به اهداف خود که یقینا در راستای تفرقه افکنی و شایعه پراکنی ست دست پیدا کنند.

موضوعی که در این زمان بیش از پیش هویدا شد عدم برنامه ریزی از سوی گردانندگان بالاترین برای وضعیت های قرمز و بحرانی ست که امید است با بازگشت بالاترین مدیران بالاترین برنامه ریزی منظمی برای مدیریت بحران انجام دهند تا مانعی باشد بر سود جویی فرصت طلبان در شایعه سازی، خبر سازی و ایجاد تفرقه در بین کاربران وب فارسی.

به نظر من در مورد هک بالاترین باید به چند نکته توجه داشت.

۱- این اقدام از طرف گروه یا فرد شهرت طلبی انجام نشده، زیرا تا کنون فرد معتبری اعلام رسمی در این مورد نداشته

۲- در صورتی که این کار با برنامه ریزی قبلی انجام شده باشد، باید درمورد اتفاقاتی  که در طول خاموشی بالاترین روی داده بررسی هایی صورت بگیرد که ممکن است خاموشی موقت بالاترین برای جلوگیری از اطلاع رسانی در مورد این اتفاقات و خبرها باشد

۳-در صورت دولتی بودن این اقدام می توان به دنبال ارتباطی میان این اتفاق و در بازداشت بودن حسین درخشان جستجو کرد

به هر حال امیدوارم که بالاترین در کوتاه ترین زمان ممکن باز گردد و در خدمت اطلاع رسانی سریع باشد.

در اینجا به عنوان یک عضو کوچک از خانواده  بالاترین لازم می دانم از دنباله و کاربرانش  نیز تشکر کنم.

اطلاع رسانی سریع به روش تلویزیون فارسی بی بی سی یا صبح بخیر بی بی سی

•ژانویه 15, 2009 • نوشتن دیدگاه

با تشکر فراوان از اطلاع رسانی دقیق و سریع بی بی سی فارسی

صب� بخیر بی بی سیbbctv2

جای بالایارها خالی ست

•مارس 5, 2008 • 3 دیدگاه

متاسفانه تخلفات در بالاترین طی یک ماه گذشته رشد بسیار زیادی داشته و نبود ابزارهای لازم برای جلوگیری از این تخلفات درشرایط فعلی، جامعه ی بالاترین و دموکراسی جامعه را با دچار چالش نموده است. تخلفاتی که بصورت آشکار رخ داده و از دید بسیاری از کاربران پنهان بوده است نه تنها باعث تضعیف حقوق شهروندی دیگر شهروندان این جامعه شده است، بلکه باعث ایجاد ابهام در قوانین بنیادی بالاترین نیز گشته است. در صورتی که در جامعه گروهی سعی در پاسداری از قوانین نداشته باشند آرام آرام آن جامعه به سوی آنارشیسم سوق پیدا خواهد کرد و این شروعی ست بر پایمال شدن حقوق شهروندانی که به قانون احترام میگذارند و تبلیغی ست برای توجیه او که چراغ قرمز را رد کرد و اتفاقی نیفتاد پس من هم میروم ها ست.

به نظر من بازگشت بالایارها در شرایط فعلی حتی برای مدت کوتاهی در جهت حفظ دموکراسی بالاترین و قوانین این جامعه لازم است.

بازیگردانان رسانه ای دولت نهم و من سیاهی لشکر

•مارس 2, 2008 • ۱ دیدگاه

بی شک باید بازی گردان های رسانه ای دولت نهم را باهوش ترین افراد این دولت دانست. احمدی نژاد معجزه نبود ولی حاصل سحر جادوگران رسانه ای پنهان در سایه ی محصول بود! حتی اگر منصفانه نگاه کنیم، بازی گردانان دولت نهم لایق دریافت بیشترین اسکار هستند برای بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین تهیه کننده، بهترین نور پردازی، بهترین دکور و … . حتی باید از آنها دعوت کرد تا در بزرگترین دانشگاه های دنیا شیوه ی بازی گردانی خود را تدریس کننده که چرا آن ها بهترین هستند از بازیگر مرد نقش اولی که زرشک طلایی را از آن خود کرد مجموعه ای پدید آوردند که ستاره ی شب رویایی اسکار بود!

برای مثال زمستان امسال برای ایرانیان با این خبر ها گذشت:‌ کلمنته آمد، کلمنته رفت، کلمنته ناز کرد، کلمنته التماس کرد، دایی سرمربی شد، پرسپولیس ۶ امتیاز از دست داد،‌پرسپولیس بخشیده شد، ایران پیروز جنجال هسته ای، رد صلاحیت گسترده در آستانه ی مجلس هشتم، بنزین نوروزی آمد، دولت نهم فضا را تسخیر کرد( پرتاب کاوشگر)، سنتوری،کاریکاتورهای توهین آمیز و …

ولی مردم ایران چه چیز هایی را یا ندیدند ویا زود فراموش کردند: بودجه چه شد، چه بر سر فعالین حقوق زنان آمد، چند نفر از اصلاح طلبان واقعا تایید صلاحیت شدند!، نفت گران شد ولی من فقیر شدم!، گران شدن طلا و سکه در آستانه ی سال نو، مهرورزی میلیارد دلاری دولت نهم با عراق، ونزوئلا، تاجیکستان و دیگر رفقا، حکم اعدام خبرنگاران، قطعنامه ی سوم، رفاقت نیمه راه روسیه و موضع گیری سرسختانه ی دولت های اروپایی در برابر ایران، چه بر سردانشجویان امیر کبیر آمد، در دانشگاه شیراز چه می گذرد و…

باورش سخت است ولی من هم سیاهی لشکر بودم!

آیا بالاترین، بالاترین می ماند؟

•فوریه 28, 2008 • 3 دیدگاه

در چند هفته ی گذشته، متاسفانه روند کیفی بالاترین با سیری نزولی مواجه شده است و این سقوط مشخصا به رفتار شهروندان بالاترین بر می گردد و اینکه تا چه اندازه به حقوق یکدیگر احترام می گذارند. رفتار خود خواهانه ی ما یا همان منیت های مان آرام آرام می رود که از ما قانون شکنانی مغرور بسازد و جامعه ی پویای بالاترین را قربانی خودخواهی امثال من کرده و دیگر شهروندان را از مشارکت دلسرد کند. ما به کدامین سو می رویم؟ به کدام قانون پایبندیم؟ به چه کسی احترام می گذاریم و تا چه اندازه مسئولیت شناس هستیم؟ نمی دانم. من نمی دانم و فقط از این می هراسم که از خود خواهی به فاشیسم برسم.

برای مثال ارسال لینک به وبلاگ ها و سایت هایی که ساده ترین قوانین اجتماع مجازی را زیر پا می گذارند و با دزدی مطالب سعی در بقا دارند روند فوق العاده ای در بالاترین داشته و یکی از تاثیر گذار ترین هنجار شکنی های صورت گرفته برای کاهش کیفیت بالاترین است. ویا می توان از ارسال یک مطلب از یک مرجع با استفاده از دامنه های متفاوت آن پایگاه نام برد. این رفتار نه تنها باعث تضعیف حقوق شهروندان دیگر بالاترین می شود، بلکه با شکستن آراء بر روی دو یا چند لینک باعث می شود که لینک اصلی یا هرگز داغ نشود و یا با آراء کمی بعد ساعت ها آرام آرام در لینک های داغ گم شود.

در این زمینه نمی توان شهروندان بی اطلاع از قانون را سرزنش کرد ولی آزار دهنده ترین رفتار این شهروندان نازنین بی توجهی به تذکرات است و ادامه ی رفتار غیر قانونی شان است.

در انتها، امید وارم شهروندان جامعه ی بالاترین برای این معضل راهکاری پیدا کنند.

مدارک(الیته تعدادی که قابل ذکر بود و بنده مشاهده کردم. فقط بعنوان نمونه ذکر شده اند):

۱-بالماسکه در سفارت ایران (مجله زیگزاگ)

لینک اصلی – ۱۵ رای

لینک اصلی با استفاده از دامنه ی دیگر پایگاه - ۳۰ رای

لینک به وبلاگ سرقت کننده ی مطلب – ۱۴ رای

۲-دانشجویان چپ گرا؛ اعتراف تحت شکنجه (رادیو فردا)

لینک اصلی – ۱۶ رای
لینک به وبلاگ سرقت کننده مطلب – ۱ رای ( حاصل مثبت و منفی های داده شده)

لینک مجدد به وبلاگ سرقت کننده مطلب توسط یک کاربر! – ۴ رای ( حاصل مثبت و منفی های داده شده)

۳-بحث علمی – دینی در تلویزیون عراق : آیا زمین کروی است یا مسطح ؟

لینک اول - ۹۶ رای

لینک دوم فقط با چند دقیقه اختلاف! - ۹ رای

۴-آقاي حداد عادل؛ عزاداري و پودر لباسشويي

لینک اصلی و اول – ۹۹ رای

لینک غیر اصلی و نقل قول از لینک اصلی با فاصله چند دقیقه – ۱۳ رای

لینک غیر اصلی از منبع لینک غیر اصلی اول باز هم با فاصله ی چند دقیقه – ۸ رای

۵-دختران فرانسوي چاقو كش شده‌اند

لینک اصلی‌‌ – ۲۴ رای

لینک به وبلاگ سرقت کننده مطلب با فاصله ی چند دقیقه – ۳ رای (حاصل آرای مثبت و منفی)

بالاترین آیینه کاربران ایرانی ست

•فوریه 4, 2007 • 3 دیدگاه

بالاترین فیلتر شد! خبر داغی نیست زیرا هر زور در ایران سایت های مختلفی فیلتر می شوند، ولی در مورد بالاترین این موضوع تامل بر انگیز است. بالاترین منتشر کننده ی هیچ خبر و گزارشی نبوده و نیست و فقط آیینه ای از کاربران ایرانی در دنیای مجازی ست. منعکس کننده ی سلیقه و نظر کاربرانی ست که شاید در هیاهوی جامعه ی به اصطلاح آزاد! ایران عقاید و نظراتشان برای دولت مهم نیست. بالاترین یکی از بهترین سایت های اینترنتی فارسی ست که در آن می توان سلیقه ی جامعه را یافت. نظرات همه ی گروه ها را دید و واکنش کاربران را به یک خبر سنجید. ذائقه ی نسل امروز در بالاترین کاملا ملموس است.

در دولتی که سلیقه ی جناحی و فردی خاصی حاکم است و به توهم اکثریت، صدای دیگران را خفه می کند با تیغ برنده ی سانسور اینترنتی با همان فیلترینگ شاه رگ تمام سایت هایی که به غیر از تفکر دولتی، فکر می کنند بریده می شود، پیشرفت  معنای بازگشت به عقب را می دهد. آقای احمدی نژاد همواره از وجود آزادی! در ایران سخن می گوید و با شعار عدالت می تازد، آزادی را برای قلم به دستان و سایت های وابسته به خود و هم فکرانش می خواهد و عدالت را در خود اکثریت بینی شماری می یابد که معنای واقعی تحجر را در آن ها می توان یافت.

سانسور و گاهی تحریف خبرها در رسانه های داخلی امری ست عادی و دلیل عدم اعتراض گشترده به آن، عدم اطلاع رسانی توسط صدایی بی طرف است. بالاترین صدای بی طرفی ست که  سعی در اطلاع رسانی و گسترش اطلاعات معتبر دارد و این مسئله موجب رنجش دولت مردان ایران است، زیرا در دولت عدالت محور نهم عدالت یعنی خفه کردن صدایی به غیر صدای خود. در دولت عدالت محور نهم واژه ی نقد به واژه ی توهین و افترا معنی می شود و سایت بالاترین به علت رویه ی کابر پسند و به دور عقاید و سلیقه ی فردی، سدی ست در راستای گسترش معنای نقد به تعبیر دولت نهم.

شاید یکی از مهمترین اهداف بالاترین آموزش دموکراسی ست که این امر صد در صد بر خلاف روند دیکتاتوری دولتی امروز است. در بالاترین جز اندکی، دیگر کاربران احترام به عقاید مخالف و بحث و تبادل نظر را آموخته اند و در روند توسعه ی بالاترین کاربران به مطالعه ی چند منبع متفاوت برای یک موضوع گرایش پیدا کرده اند و این گرایش دلیلی دیگر برای ناخرسندی دولت مردان عدالت محور است.

به هر حال فیلترینگ بالاترین هیچ تاثیری در گسترش فرهنگ دموکراسی در جامعه نخواهد داشت و چنین تلاش هایی جز به نشان دادن چهره ی واقعی دولت نهم به کمک دیگری به دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد نخواهد کرد.

صفحه ی “فیلترینگ بالاترین” در بالاترین

همه باهم بگوییم که جنگ نمی خواهیم

•ژانویه 26, 2007 • 2 دیدگاه

چند وقتی ست که خبر درگیری نظامی ایران و آمریکا را از هر کسی می شنویم و تمام رسانه ها نیز اخباری با تناسب به سلیقه ی خود در حول ایم موضوع منتشر می کنند. وبلاگ ها نیز در این راستا با توجه به تلاش همیشگی خود مبنی بر گسترش صلح دنیایی به دور از جنگ هر روز مطالبی برای آگاهی تمام مردم منتشر می کنند. لوگوهای بسیاری نیز برای اعلام تنفر از جنگ و نارضایتی از تصمیم گیری جناح حاکم بر ایران توسط وبلاگ نویسان خوش ذوق طراحی و ارائه شده است. در این میان جای یک حرکت کلی و همه گیر خالی ست. بیان پراکنده ی مطالب و اطلاعات تنها شکافی ست که در این عرصه خواننده را گیج می کند و تمام زحمات دوستان وبلاگ نویس را به هدر می دهد. به نظر من به عنوان تازه واردی در عرصه ی وبلاگ نویسی سیاسی اجتماعی ( اگر قابل باشم )، می توان برای یک بار در ایران قدرت اینترنت و فضای مجازی آن که دولت نهم و حامیانش از آن وحشت دارند را به نمایش گذاشت. فقط با یک دلی و هماهنگی و کنار گذاشتن “من” فردی می توان به این امر دست یافت. اگر واقعا برای کشور عزیزمان ایران نگران هستیم و می خواهیم کاری در توان خود انجام دهیم، اکنون زمانش فرا رسیده. باید تمام عقاید، موافق و مخالف در یک حرکت نمادین برای اولین بار یک هدف مشترک را دنبال کنند. استفاده از یک لوگو که مورد تایید تمام گروه ها باشد و یک شعار کوتاه ولی کامل که هیچ گروه و عقیده ای را نرنجاند کار دشواری نیست. برای یک بار بی ریا و محکم دست به دست یک دیگر دهیم تا برای نجات این خاک عزیز کاری مفید و موثر انجام دهیم. برای یک بار اجازه ندهیم افرادی که هویت آنان برای همه آشکار است باعث اختلافمان شوند و ما را از مسیر اصلی منحرف کنند. برای یک بار همه ی وبلاگ نویسان می توانند به یک وبلاگ نویس تبدیل شوند و یک حرف را بزنند و آن هم از جنگ بیزارم است. می توان به دولت نهم گفت ما موافق روند جاری تصمیم گیری های شما نیستیم. اگر شما نگران نیستید، ما نگرانیم. اگر شما در سرتان را در برف فرو برده و رویاهایتان را دنبال می کنید، ما نظاره گر وضعیت فعلی جهان هستیم و منطق را سر لوحه ی افکار خود قرار داده ایم. برای یک بار ما قطره ها دریای اعتراض مدنی را می سازیم و هر آنکس که مقاومت کند در این دریای خروشان غرق خواهیم کرد. فقط یک بار. بیایید امتحان کنیم. وبلاگ نویسان قدیمی و جدید، آن هایی که قلبشان برای خاکی می زند که ریشه در جانشان دارد و هر آنکس که صلح را می پسندد برای یک بار می توانند زنجیری بسازند که هیچ کس تاب خرد کردنش را نداشته باشد. هیچ کوته فکری حتی فکر جدا کردنشان را هم نکند. منتظر نظرات شما هستم.

پیوندها:

صفحه جنگ نه در بالاترین(NO WAR)

امضا ساده ترین طومار ضد جنگ

امضا طومار ضد جنگ با ایران فقط برای ساکنین آمریکا

بنرها:

اقتصاد سالم

•ژانویه 18, 2007 • ۱ دیدگاه

مالیات، عوارض(مثلا در مورد خرید خودروی داخلی به چند برابر قیمت صادراتی همان خودرو)، جریمه، انواع قبوض رنگارنگ و پرداخت دیگر پرداختی های ضروری به دولت.(هزاران شکل)

جشن عاطفه ها، جشن شکوفه ها و ده ها چادری که برای جمع آوری کمک های مردمی به دیگر مردم عزیز این آب و خاک بر پا می شوند و مردم به یاری مردم می شتابند.

نهادهای دولتی که وظیفه ی خدمت رسانی به نیاز مندان دارند با صندوق هایی در تمام شهر که مشغول جمع آوری وجوه مردم است.

نفت بر سر سفره ی مردم.

اقتصاد سالم، خدمات رسانی دولتی عالی، خصوصی سازی واقعی، احترام زیاد دولت به مردم، وام های آسان و کم بهره و بی بهره برای فعالیت های اقتصادی و غیر اقتصادی، کاهش فاصله ی طبقاتی و …. .

به نظر شما بودجه ی کشور از پرداختی های من و شما تامین می شود یا از درآمد های منابع ملی؟

بیان تند با بیانی تند تر پاسخ داده می شود

•ژانویه 14, 2007 • نوشتن دیدگاه

چند روزی ست که در خبرها مطالبی پیرامون مقایسه ی آقای احمدی نژاد و بن لادن توسط روزنامه ی “بیلد” منتشر شده و انعکاس زیادی در سایت های اینترنتی داشته است. در همین حال سایت نوسازی نیز در مطلبی مشابه مطالب منتشر شده توسط دیگر سایت های همسو با دولت در چند ماه اخیر مبنی بر محبوبیت بسیار آقای احمدی نژاد در آمریکا و اروپا، مدعی محبوبیت زیاد آقای احمدی نژاد در کنار خانم مرکل در اروپا ست. به هر حال هر گروهی سعی در حفظ کرسی های بدست آمده دارد و با استفاده از هر روشی سعی در توجیه خروجی خود می کند. ولی مطلبی که مهم است پیرامون نظر سنجی ها و صحت آن ها نیست(یقینا این نظر سنجی ها باید بررسی شوند و حقیقت آشکار)، بلکه در تصویری ست که از آقای احمدی نژاد در داخل ایران و از کشور ایران و مردمانش در خارج از ایران در ذهن ها نقش بسته است. سخنان تند و گاهی بدور از سیاست آقای احمدی نژاد و دیگر اعضای دولت به هر گروهی اجازه می دهد تا پا فراتر از سیاست گفتاری و نوشتاری قرار داده و از ادبیاتی تند برای معرفی ایشان و مردم ایران استفاده کند.

مقایسه ی آقای احمدی نژاد و بن لادن، یک مقایسه ی غیر منطقی نیست و اگر به رفتار و سخنان دولت نهم دقیق شویم شاید این تصویر توهین آمیز در ذهن ما نیز نقش بندد. رفتار هایی که در شئون دیپلماتیک و سیاسی نمی گنجد و نوع بیان آن ها به همراه بررسی رفتار دولت نهم از شروع تا حال، در ذهن هر خارجی می تواند تصویری از بن لادن و افرادی به این گونه را ترسیم کند. به نظر من اعتراض مشکلی را حل نمی کند، در اینجا ابتدا باید خود را اصلاح کرد تا بتوان از دیگران انتظاری دیگر داشت، ولی هنگامی که خود رفتاری می کنیم که می تواند باعث خدشه دار شدن اعتبار یک ملت و شخص اول قوه ی مجریه ی یک کشور شود، اعتراض کاری را از پیش نمی برد. شاید من با سیاست های آقای احمدی نژاد مخالف باشم و صریحا به این اعتراض پافشاری کنم ولی مطالبی که در نشریات و رسانه های دیگر به این گونه و با ادبیاتی نا مناسب منتشر می شوند، تنها متوجه شخص ایشان نیست بلکه متوجه ملتی ست که ایشان به عنوان رییس جمهورش شناخته می شوند.

در انتها باید متذکر شد که حامیان ادبیات تند دولت نهم متوجه خدشه دار شدن اعتبار کشور و مردم ایران در ذهن جهانیان نیستند و برای مثال به تمجید یک راننده ی تاکسی و یا یک استاد دانشگاه صد در صد هم فکر خود از دولت نهم می بالند و فراموش می کنند که جهان و کشورهایش به ده یا بیست کشور خلاصه نشده اند. امیدوارم دلسوزانی پیدا شوند و سعی در تغییر روند فعلی داشته باشند تا دیگر شاهد چنین توهین هایی به مردم ایران و افراد عالی رتبه نباشیم.

چه کسی پاسخگوی عدم فرهنگ سازی در زمینه ی روابط جنسی ست؟

•ژانویه 8, 2007 • 3 دیدگاه

عدم فرهنگ سازی صحیح و سیاه نمایی غیر منطقی در زمینه ی روابط جنسی در ایران زمینه ساز گسترش یک ناهجاری اجتماعی نابودگر است که آرام و بی صدا به حریم خانواده ها نیز گسترش یافته و باعث سست شدن بنیان خانواده گشته است. عدم برنامه ریزی صحیح و دید سنتی محث مسئولین باعث بروز رفتارهایی خارج از چهارچوب قوانین اجتماعی گشته و با سرعت گسترشش پرده ی حرمت های اجتماعی و حریم خانواده را دریده است. اگر واقع بین باشیم و کنکاشی کوتاه در اینترنت داشته باشیم، به این سوال بر خواهیم خورد که چرا مطالبی بر خلاف تعریف خانواده در ایران توسط حتی روشنفکر ترین افراد به وفور در اینترنت یافت می شوند؟.

این موضوع تنها یک سوال نیست بلکه کبریتی ست که هر لحظه ممکن است باعث انفجار اخلاقی یک جامعه شود. آمار خیانت در میان زوج های ایرانی خود زنگ خطری ست که اگر به آن توجه نشود یک نسل را نابود خواهد کرد و تاثیری صد در صد منفی بر نسل های آینده خواهد داشت. در اینجا بحث، بحث فحشا نیست، مطلبی حول بنیان خانواده است. خانواده ای که در تقابل سنت و مدرنیته گنگ شده و با عدم اطلاع رسانی و خاموشی مسئولین در انتخاب مسیری برای ادامه ی راه دچار مشکل شده. مطالبی که به قول پشت میز نشینان سنتی جامعه را به انحطاط اخلاقی سوق داده اند بدون ممیزی علمی به زیر تیغ سانسور رفتند و به علت تفکری متحجر جامعه ای تشنه ی دانستن در مورد روابط جنسی کج راه را بر گزید و بی کوچکترین آگاهی به سمت بد آموز ترین مطالب راه را کج کرد.انتخاب مطالبی در ترویج نزدیکی با محارم، نزدیکی ضربدری، نزدیکی گروهی و … در گستره ی اطلاعات عظیم جا گرفته در شبکه ی جهانی اینترنت از دیگر نوشته هایی در موضوعات جنسی که می توان از آن ها در زمینه ی کامیابی جنسی استفاده آموزشی و آموزنده داشت نیز یک سکوت همراه با تامل می طلبد نه پاک کردن مسئله و انکار آن.

کنجکاوی یک جامعه که به صورت سلیقه ای تغذیه ی اطلاعاتی می شوند و برای دسترسی به منابع آزاد و بدون محدودیت تلاش می کنند یک امر طبیعی ست و پاسخگوی کج روی این جامعه، تامین کنندگان اطلاعات هستند. عدم یاری نهاد های آموزشی در زمینه ی فرهنگ سازی و اطلاع رسانی عاملی غیر قابل انکار در راستای گسترش کج روی های اخلاقی جامعه ی امروز ایران است. حتی در مدارس دخترانه و پسرانه معلمان سعی در تشریح وصغیت جسمی و جنسی دانش آموزان نمی کنند و رغبتی به بیان مطالبی در این زمینه ندارند. اکثریت خانواده های ایرانی نیز در بیان این گونه مطالب کوتاهی می کنند و با استناد به حرمت خانواده از بیان آن طفره می روند.

حال پیدا کنید مسئول اطلاع رسانی و بانی آموزش صحیح و برنامه ریزی شده را در رابطه چنین مشکل خانواده سوزی.

نظر شما چیست؟ چه کار باید کرد؟