تضاد

•دسامبر 14, 2006 • یک نظر بنویسید

این سوال تنها سوال من نیست، شاید سوال دیگر ایرانیان هم باشد که جناب آقای خاتمی و جناب آقای هاشمی که از افراد رده بالای حکومت هستند، چگونه به هر شکل ممکن مورد “مهرورزی” دولت نهم و حامیانش قرار می گیرند و آب از آب تکان نمی خورد. برایم جالب است که اگر این افراد دین فروش و جیره خوار غرب هستند، چگونه به این پست های حساس راه یافته اند و چگونه در حال حاضر در ایران زندگی میکنند. در یادداشت های خانم فاطمه رجبی همواره آقایان خاتمی و هاشمی مورد مهرورزی قرار می گیرند و در راستای “آزادی” به تعبیر دولت نهم، هیچ کس با ایشان برخورد نمی کند. اگر نوشته های خانم فاطمه رجبی و دیگر هم فکرانشان صحیح است، چرا این افراد به آن مقام ها دست یافتند و چرا هنوز در صدر نظام هستند. لحظه ای به انتقادات صریح دولت نهم از مخالفان دقت کنید که در برابر هر نظر مخالف موج انتقاد به راه می اندازند و قانونی یا غیر قانونی دست به ساکت کردن مخالف می زند. به سایت خبری انصار حزب الله سری بزنید و به مطالبی که در رابطه با آقایان خاتمی و هاشمی هر روز منتشر می شوند دقت کنید. آیا جز این است که اگر این افراد را نشناسیم، تصور می کنیم که این افراد از نیروهای مخالف نظام بوده و سعی در براندازی دارند و این مطالب برای روشن گری منتشر می شوند؟ آیا این افراد قدرت خاصی دارند که هیچ کس توان برخورد با آنان را ندارد؟آیاا همه فاسدند و برانداز و فقط دولت نهم دولتی سالم و الهی ست که راستای حفظ نظام تلاش می کند و دقدقه ای جز خدمت ندارد؟ چگونه است این نظام در 16 سال دولت آقایان خاتمی و هاشمی سرنگون نشد؟

میدانم در حال حاضر گروهی مسلمان تر از پیامبر هستند و خود را برتر از دیگران می داند و ترویج اندیشه های خود را در راستای گسترش عدالت توجیح می کنند و سعی در تغییر مسیر و اهداف کشور دارند و فکر می کنند که اگر نمی آمدند نظام سقوط کرده بود و این افراد ناجیانش هستند. جمکران را مهمتر از اصول اصلی اسلام می داند و با بزرگ کردن حاشیه های اسلام اصل اسلام را به فراموشی سپرده اند. خود را قاضی کامل می داند و سعی در افشای زندگی خصوصی هم وطنان خود دارند تا گناه را کاهش دهند و فراموش کرده اند که حفظ آبروی مسلمان، بر مسلمان واجب است.

آیا فقط هم فکران این گروه ها بودند که انقلاب کردند و جنگیدند؟ آیا تمام سربازانی که جان خود را در راستای حفظ این آب خاک از دست دادند هم سو با این گروه ها بودند؟ آیا در کشور پهناور ایران تمام مردم عقایدی همسو با این گروه ها دارند؟  آیا این گروه ها برای ماموریتی الهی آمده اند تا تمام مردم ایران را از گمراهی نجات دهند و چون این مردم متوجه هیچ چیز نیستند، تا ارشاد کامل باید سرنوشت شان توسط این گروه ها تعیین شود؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دانشگاه هنوز نفس می کشد

•دسامبر 12, 2006 • یک نظر بنویسید

دیروز در دانشگاه پلی تکنیک تهران اتفاقات بسیار جالبی افتاد. حضور آقای رییس جمهور در دانشگاه امیرکبیر و برخورد قابل تقدیر دانشجویان بیدار و شجاع این دانشگاه با خیمه شب بازی گروه های حامی دولت شاید شروع یک حرکت سازنده باشد. دولت نهم و هوادارانش از ابتدا با طرح هایی برای ایجاد خفقان در دانشگاه ها، نیروهای وابسته به خود را در این مراکز تقویت کردند و یاد دارم پیش از شروع سال تحصیلی جدید حتی کارشان به جایی رسیده بود که انتظامات دانشگاه را برای تعلیمات سرکوب گرانه آموزش دادند. متاسفانه نظامی گری در دانشگاه ها روز به روز در حال افزایش است و تنها دلیلی که برای توجیه این اعمال می توان یافت، ایجاد فضایی ست برای از سر گیری گزینش ها و تصویه دانشگاه ها از نیروهای مخالف.

گروه های فشار که هم قدرت نظامی دارند و هم مصونیت قضایی، هر روز بیش از روز پیش سایه ی سیاه سانسور را به فضاهای علمی کشور می گسترند و با شناسایی فعالین سیاسی و روشنگران اجتماعی سریعا به بهانه های مختلف آنان را ساکت کرده و با بازداشت های غیر قانونی و یا تهدید به سمت حکومت واقعی اقلیت بر اکثریت می تازند. هیچ چیز جلو دارشان نیست. هیچ رسانه ای در داخل کشور باقی نمانده تا صدای مخالف را به گوش دیگران برساند و این تاخیر در اطلاع رسانی موجب تسریع در روند سلطه ی غیر قانونی این قشر بر اذهان عمومی گشته است.

دولت نهم که با همکاری امداد های غیبی به قدرت رسید در حال حاضر درصدد یک دست کردن تمام نهاد های دولتی ست و با فیلترینگ خبرها و یا وارونه نمایش دادن خبر، سعی در کنترل افکار عمومی دارند. دولت نهم نه تنها دست آوردی برای ایران نداشته و نخواهد داشت، بلکه لکه ی ننگی ست که فقط در دراز مدت ممکن است کمرنگ تر شود. شیوع فامیل گرایی برای بسته نگاه داشتن دولت و انحصار آن در جناح اصولگرا و راست سنتی خود دلیلی بر تفکری ست برای حذف اکثریت در تمام ساختارهای تصمیم گیر و اجرایی کشور.

نمایش وارد کردن دانشجو از دانشگاه های دیگر با فرماندهی بسیج * دانشجویی برای سناریوی محبوبیت رییس جمهور در دانشگاه ها این بار با شجاعت دانشجویان به شکست انجامید.

یک نکته ی دیگر، صدا و سیما و رسانه های وابسته به دولت در حال حاضر به صورت نمادین در حال تبلیغ حرکت تظاهرات ضد دولتی لبنان هستند و آنرا مفید و سازنده می دانند. حال اگر چشمانی باز این جریان را دنبال کند به نظر شما امکان چنین حرکتی در کشور خود ما هست؟ آیا امکان تظاهراتی برای تعویض دولتی غیر مردمی وجود دارد؟ به هر حال شاید بتوان از این گزینه برای بازگشت اکثریت به دولت استفاده کرد و دست دولت خیال پرداز را رو کرد.

در انتها، امید وارم دانشجویان آزاده همواره آزاد و روشن گر باشند.

*بسیجیان واقعی رزمندگانی بودند که هشت سال در کنار ارتش این آب و خاک را حفظ کردند و آرام آمدند و بی منت رفتندو اکنون هنوز نیروهایی برای خدمت بی منت و گم نام در این نهاد مشغول خدمت به مردم هستند. در اینجا فقط از نام عام استفاده شده.

یک حادثه، هزاران قیچی و صدها تحریف

•دسامبر 7, 2006 • یک نظر بنویسید

درسایت های مختلف در مورد حرکت مجدد دانشجویان (15 آذر 1385 دانشگاه تهران ) به مناسبت شانزدهم آذر، که بعد از سکوت طولانی آنان رخ داد، اخبار و گزارشات جالبی منتشر شد و برای یافتن حقیقت در رابطه با این برنامه ی زیبا مجبور به مطالعه ی بیش از 3 سایت بودم تا گزارش کاملی از آن در ذهن بسازم ولی در این میان ناهمخوانی گزارشات سایت های مختلف خصوصا تحریف های سایت های حامی دولت از جمله رجانیوز جالب بود و سکوت عجیب خبرگزاری انتخاب و از آن عجیب تر  قیچی فکری شخص یا ارگانیکه  این سکوت را ناشی شده است.

به هر حال امید است دانشجویان همواره بیدار باشند و در راستای روشنگری و غبار روبی افکار بسته تلاشی بی وقفه داشته باشند تا که شاید طلوعی رهایی بخش بر سرزمینمان نور بفشاند.

برای دریافت اطلاعات و لینک های کاملتر مرتبط با این رویداد به کلیک کنید.

ایران، سرزمین ما

•دسامبر 4, 2006 • یک نظر بنویسید

دستانی دور از هم برای ساختن ایران یعنی درجا زدن. اصلاح خود و دست به دست یکدیگر دادن یعنی پیشرفت. در تمام جوامع بشری اختلاف است ولی در لحظه ای که منافع کل به خطر می افتد، گروه های مختلف اختلاف ها را برای لحظه ای فراموش می کنند و دست به دست یکدیگر می دهند و جان برای هدف و با یکی شدن از خطر عبور میکنند و بعد از عبور باز به بحث و گفتگو در زمینه ی اختلافاتشان می نشینند.

من خود به عنوان یک ایرانی گرفتار بسیاری از اخلاق های ناپسندم  ولی سعی می کنم برای ساختن آینده، اصلاح را از خود شروع کنم. در تلاشم در شرایط بحرانی حتی دست دشمنان خود را هم بگیرم تا مبادا در گرداب مشکلات کمر خم کنند و در آن لحظه به تصور دوستی صمیمی دستانشان را می فشارم. من از خود شروع کردم تا شاید بتوانم از جامعه انتظاری اینچنین داشته باشم. جامعه ای که هر دم سازی مخالف می زند و گاهی منافع ملی را فدای منافع گروهی خاص می کند و از آن بدتر در آن لحظه دیگر گروه ها همچنان بر سر کلمات بر سر یکدیگر می کوبند و معنای واژه ی “بحران” را فراموش می کنند.

اکنون زمان تسویه حساب های جناحی و شخصی نیست. زمان، زمان عبور از بحران است و منافع کل در حال فنا شدن در برابر منافع گروهی خرد است و حیثیت یک ملت در گرو لحظه ای هم دلی ست. دست به دست یکدیگر دهیم و دل به نام واژه ی زیبای ایران وبا انتخاب بهترین راه برای گذر از بحران، آینده ای بهتر را رقم بزنیم که فردا روزی افسوس نخوریم.

ایران، سرزمین ما.

باز هم قصه ای از قتل های زنجیره ای

•دسامبر 4, 2006 • یک نظر بنویسید

دیروز در سایت انصار نیوز وابسته به حزب الله مطلبی عجیب، یاد آور برنامه تلویزیونی چراغ (22 دی ماه 1377) با حضور آقای روح الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی شد. مطلبی که به نوشته ی این سایت در تابستان 1378 بعد از فاجعه ی کوی دانشگاه در مدرسه ی حقانی قم بیان شده است.

این مطلب به طور مرموزی در روزهای نزدیک به انتخابات از سوی افرادی با عقاید مشخص منتشر شده تا شاید تاثیری در حضور مردم در انتخابات داشته باشد. مطمئنا منتشر کنندگان این مطلب به این نکته رسیده اند که شاید با دل سرد کردن مخالفین دولت و ایجاد شبهه در افکار عمومی می توانند نیروهای مخالف خود را در انتخابات منزوی کنند و باز هم با حضور اقشار پادگانی انتخابات را فتح کنند.

مطلب مذکور باز هم در مورد قتل های زنجیره ای و نسبت دادن آن ها به جناب آقای خاتمی و نیروهای سیاسی فعال در آن زمان است. در این گفته ها حتی از آقای محمد علی ابطحی نیز نام برده شده است. به هر حال این روزها دوست داران دولت نهم بی کار نیستند و هر دم با مطلبی سعی در دل سرد کردن مردم از رقیب دارند.

خداوند قربانیان این جنایات را رحمت کند.

مشاهده ی مطلب

رییس جمهور محترم و افتتاحیه بازی های آسیایی

•دسامبر 4, 2006 • یک نظر بنویسید

در چند روز گذشته با مرور اخبار منتشر شده در سایت های خبری از جمله بازتاب مبنی بر حضور آقای رییس جمهور در مراسمی غیر اخلاقی!! به یاد تیتر روزنامه ها و مجلات به اصطلاح ارزشی!! در زمان جناب آقای خاتمی افتادم. دفاع سرسختانه ی سایت های وابسته به دولت از رییس جمهور باز هم به ذهن را به این حقیقت سوق می دهد که هر عملی از سوی افراد خودی! کاملا بی عیب و قانونی ست و هر کس خارج از دایره ی آنان هر گامی بردارد مفسد، بی دین و قانون شکن است. تصاویری که از میزبانی اروپاییان از جناب آقای خاتمی در نماز جمعه ی تهران پخش می شد و طومار های کیلومتری برادران متعهد!! برای اعتراض به دولت خاطرات جالبی ست. نوشته های سرکار خانم رجبی هم دلیل دیگری بر اثبات خودی و غیر خودی ست.

سوال مهم من در اینجا این است که امثال جناب آقای خاتمی که با تایید شورای نگهبان جمهوری اسلامی و مقامات عالی رتبه کشور به پست های مهمی مانند ریاست جمهوری می رسند چگونه می توانند غیر خودی باشند؟ آیا این ناشی از افکار پوسیده ی عده ای کج اندیش که خود را مومن تر از پیامبر می دانند است یا یک بازی برای سرگرم کردن مردم؟ نمی دانم کدام گزینه صحیح است ولی این را می دانم که در حال حاضر درگیری در افراد عالی رتبه نظام جدی ست. سرنوشت کشور در حال حاضر به دست عده ای سپرده شده است که با نادانی و کج اندیشی خود کشور را به سوی نابودی سوق می دهند.

به هر حال ماهیت برادران متعهدی!! که همواره در دوره ی ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی به نام اطلاع رسانی در پی رسیدن به اهداف شوم خود از هر رسانه ای سوء استفاده کردند در دولت نهم و مجلس هفتم بیش از گذشته نمایان شده و خاطراتی بمانند جنجال کنفرانس برلین که به دستگیری و آزار افرادی بمانند سحابی و دولت آبادی منجر شد خود سندی غیر قابل انکار است.

در انتها، کمی تامل و جستجو در گذشته و تحلیل آن می تواند راهی برای اصلاح زمان کنونی در راستای بهبود ساختار آینده باشد.

انتخابات شوراها و خبرگان

•دسامبر 3, 2006 • یک نظر بنویسید

انتخابات شوراها و خبرگان بسیار نزدیک است و هر لحظه خبر های جدیدی از آن به گوش می رسد. سایت های وابسته به دولت شدیدا در پی تخریب رقیب هستند و سخن سازی از کرامات دولت انتصابی. من به نوبه خود از شرایط فعلی می ترسم. خبرها بیش از حد نا امید کننده است و جو حاکم بیش از پیش خفه. سانسور به پیام های کوتاه نیز رحم نمی کند و تفتیش زندگی شخصی ایرانیان داخل کشور وجهه ی قانونی به خود گرفته. آیت الله مصباح یزدی و یارانشان با خیالی آسوده مشغول جو سازی در برابر اصلاح طلبان هستند و مطمئن از عدم شرکت اکثریت مردم دل به رای دهندگان نمایشی پادگانی بسته و خود را برای نابودی بیشتر ایران آماده می کنند. آقای احمدی نژاد هم همچون گذشته با دچار توهم الگو شدن برای جهانیان، نامه های نمایشی خود را به این آن می نویسد و آبروی ملت ایران را می برد. نمی دانم از کجای قصه شروع کنم ولی می دانم حضور همه در انتخابات ضروریست. همه ی ما. امیدوارم این بار دستان نامرئی و اراده های شیطانی انتخابات را به انتصابات تبدیل نکند که این فقط با حضور من و شما ممکن است.

ای کاش زودتر آرامش به سرزمینمان باز گردد.

اولین پست

•دسامبر 3, 2006 • یک نظر بنویسید

سلام، کمی دیر نوشتن را آغاز کرم ولی امیدوارم به نوشتن ادامه دهم. از اطراف دل زده ام و از خبر بی زار. کشورم در باتلاق دروغ گرفتار است و هر دم سر بلند می کند بخیلان مجددا به زیر می رانندش. می نویسم تا نگویم ساکت بودم و کاری نکردم. می نویسم چون زنده ام و سر نوشت خاک اجدادیم برایم مهم است. تا بعد.